ادن میکائیل هازار Eden Hazard (متولد ۷ ژانویه ۱۹۹۱ – لا لوویر ، قد: ۱۷۳) بازیکن فوتبال اهل بلژیک و بازیکن تیم چلسی است. ادن به عنوان فرزند تیری هازارد، که خود بازیکن تیم آر.ای. ای لوویرزه بود، قبل از آنکه از مرزهای بلژیک بگذرد و به لیل فرانسه ملحق شود، عضو تیم محلی ای.اف. سی توبیزه بود. با این حال، او در می سال ۲۰۰۷ به توبیزه بازگشت و در دیدار ابتدایی تیم ملی زیر ۱۷ سالههای بلژیک در جام ملتهای اروپا، درخشید. او در آن بازی، علاوه بر بازی چشم نوازی که از خود به نمایش گذاشت، یک گل هم برای کشورش از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند تا یکی از موانع صعود هلند به نیمه نهایی مسابقات شناخته شود.
وی فوتبال حرفهای را از لیل فرانسه شروع کرده و در ژوئن ۲۰۱۲ با مبلغ ۳۲ میلیون پوند به چلسی پیوست. دوران ملی نمایشهای رضایت بخش هازارد در لیل از دیدگاه سرمربی تیم ملی بلژیک، رنه فندریکن، هم دور نماند که در آن زمان در صحبتهایی گفته بود: «ادن بسیار مستعد بوده و لایق دعوت به تیم ملی است.» در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۸، هازارد ۱۷ ساله اولین دیدار ملی اش را مقابل لوکزامبورگ انجام داد. پس از آن هم در آگوست همان سال تحت نظر دیک اددوکات، به عنوان یکی از مهمترین اعضای تیم شناخته شد و مسئولیتهای بیشتری به وی عطا شد. وی تا کنون ۷۸ بازی ملی برای تیم ملی بلژیک انجام دادهاست.
بیوگرافی ادن هازار
هازاردخانواده ای فوتبالی دارد. پدر و مادرش، معلم ورزشی بودند و برادران او یعنی تورگان، کیلیان و ایتن، هر سه فوتبالیست هستند و به ترتیب در تیم های مونشن گلادباخ، اویپست و جوانان توبیز بازی می کنند. ادن درباره خانواده اش می گوید: وقتی در شکم مادرم بودم، او فوتبال بازی می کرد، سه ماهه باردار بود و هنوز بازی می کرد. می توانم با برادرانم تیم پنج نفره قدرتمندی بسازیم! پدرم هنوز بازی می کند و مادرم هم می تواند سرمربی شود. کارین، مادر ادن احتمالا بیشترین تاثیر را بر روی فوتبال او داشته است. خود هازارد در تایید این موضوع عنوان کرده است: راه مادرم را در فوتبال ادامه دادم. پدرم مدافع بود و با آرامش بازی می کرد اما مادرم، مهاجم بود. ادن عاشق آشپزی است. هیچ چیز بهتر از رفتن به خانه و پختن غذایی خوشمزه برای خانواده ام نیست. آشپزخانه مجهزی داریم و می توانم بر روی چند قابلمه مختلف، کار کنم. بعضی مواقع غذایم خوب می شود و بعضی مواقع نه. همه بلژیکی ها را برای نوشیدنی های شان می شناسند. اما من یک فوتبالیست هستم، من از نوشیدنی استفاده نمی کنم. هازارد همسر ناتاشا فن هوناکر و پدر یانیس و لئو است. اگر همسرم به من بگویم که دوست دارد من در پاری سن ژرمن بازی کنم، به این موضوع خواهم اندیشید.
نام :برانکو ایوانکوویچ
متولد :28 فوریهٔ 1954
ملیت :کرواسی
زادگاه :واراژدین
پست :سرمربی
باشگاه کنونی :پرسپولیس
زندگینامه کامل سرمربی پرسپولیس “برانکو ایوانکوویچ”
برانکو ایوانکوویچ بازیکن سابق و مربی فوتبال کروات است. برانکو سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی فوتبال 2006 بود. او همچنین تیم فوتبال امید ایران را در بازی های آسیایی 2002 قهرمان کرد. او هم اکنون هدایت تیم پرسپولیس تهران را به عنوان سرمربی برعهده گرفته است همچنین او در شانزدهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران 96–1395 به عنوان سرمربی با باشگاه پرسپولیس تهران به قهرمانی این دوره از مسابقات دست یافت.
وارتکس
سگستا
ریه کا
تیم ملی فوتبال کراوسی(دستیار)
هانوفر 96
تیم ملی فوتبال ایران (دستیار)
امید ایران
تیم ملی فوتبال ایران
دینامو زاگرب
شاندونگ لیونگ
الاتفاق
الوحده امارات
دینامو زاگرب
پرسپولیس تهرانپرسپولیس تهرانپرسپولیس تهران
شما شصت و چند سالتان است اگر کسی شما را پیرمرد خطاب کند ناراحت می شوید؟
بیوگرافی برانکو
بچه هایم مرا پیرمرد صدا می کنند اما هیچ احساس پیری نمی کنم چون بازیکنان و هواداران مرا جوان می کنند. کار کردن و زندگی کردن با این بازیکنان آدم را جوان می کند. بعضی وقت ها حتی احساس می کنم که همسن و سال بازیکنانم هستم اما وقتی مقابل آینه حاضر می شوم و موهای سفیدم را می بینم اشکم در می آید!
فکر می کردید پس از جدایی نسبتا تلخی که از تیم ملی فوتبال ایران داشتید بار دیگر به محبوبیت دست پیدا کنید؟
من روزهای خیلی خوبی با تیم ملی ایران داشتم. کارهای بزرگی هم در آن مقطع انجام دادیم. قهرمانی در رقابت های آسیایی و رفتن به جمع چهار تیم پایانی جام ملت های آسیا. صعود زودهنگام به رقابت های جام جهانی 2006 آلمان و بهترین مقام را در تاریخ فوتبال ایران در رنکینگ فیفا کسب کردیم.
می دانستم اتفاقات خوبی در حال رخ دادن است. به همین خاطر از آنها به تلخی یاد نکردم و نمی کنم. بهترین روزهای جوانی ام را در ایران بوده ام. انرژی زیادی را صرف این موفقیت کردم و خیلی خوشحالم که توانستم به فوتبال ایران کمک کنم.
زندگی در ایران چگونه است؟
– فوق العاده! اینجا وطن دوم من شده است. جایی که مردمش زیاد تلاش می کنند تا زیبا زندگی کنند. میهمان نوازی آنها مثال زدنی است. همیشه به من لطف دارند. اینکه ایران را وطن دوم خودم می دانم افتخار می کنم.
شما موفقیت های بسیاری را با پرسپولیس کسب کردید و رکوردهای زیادی را هم جابجا کردید اما باز هم انتقاداتی از عملکرد فنی شما می شد.
– طبیعی است. وقتی یک تیم می بازد یا خوب نتیجه نمی گیرد انتقاد هم می شود و من به منتقدانم در چنین روزهایی حق می دهم.
شیرین ترین خاطره؟
– تک تک لبخندهایی که مردم ایران بابت قهرمانی پرسپولیس و بردهای متوالی خود بر روی لب آوردند. از اینکه در ایران هستم و دل بیش از 40میلیون هوادار را گاهی با همت بازیکنان و دستیاران و مدیریت تیم شاد می کنم واقعا خوشحالم.
خیلی ها می گویند محبوبیت شما در پرسپولیس بیشتر از تیم ملی است. خودتان چه نظری دارید؟
مردم ایران عاشق فوتبال هستند. آنها عاشق مملکت شان هستند. مردم ایران همیشه نسبت به من لطف داشتند. آنها خیلی خوب دیدند که من تمام انرژی فوتبالی خودم را با تمام تجربیاتی که دارم در اختیار آنها قرار دادم. اگر هوادار دیده نشود نمی توان مربی تیم های بزرگ بود. من در هر جایی که بودم از آنها لطف دیدم. هرگز در زمان حضورم در تیم ملی با کوچکترین بدرفتاری روبرو نشدم. حالا هم در پرسپولیس همین قضیه اتفاق می افتد. شاید تنها تفاوتش در این باشد که هر روز هواداران را در تمرینات می بینم و ارتباط نزدیکتری با آنها وجود دارد. اما در تیم ملی با توجه به شرایطی که دارد اینطور نیست و شما هر از چند گاهی با توجه به بازی های تیم ملی می توانید حضور هواداران را لمس کنید.
اگر شما مربی نمی شدید سراغ چه شغل و حرفه ای می رفتید؟
من به دنیا آمدم تا مربی ورزش باشم. من استاد حرکت شناسی هستم و اصلاً نمی توانم فکر کنم که در ورزش نباشم اما اگر در ورزش نبودم شاید جنگل بان می شدم! اسلحه را روی شانه هایم می گذاشتم و به دل جنگل می زدم شاید هم در اصطبل کار می کردم چرا که اسب را خیلی دوست دارم. آیا تا به حال دروغ هم گفته اید؟
دروغ گفتن هیچگاه به صرفه نیست. هر بار که می خواستم دروغ بگویم می ترسیدم که دماغم مثل پینوکیو دراز شود!
فوتبال ایران :پتانسیل بسیار زیادی دارد و آینده آن هم درخشان است. باید روی این فوتبال سرمایه گذاری شود.
پرسپولیس:قهرمان آینده فوتبال ایران.
استقلال: بزرگترین رقیب پرسپولیس. پرسپولیس و استقلال بزرگترین رقبا بعد از بارسلونا و رئال مادرید هستند.
آش رشته: خیلی این غذا را دوست دارم. بخصوص با سیر داغ.
تهران: شهری که در قلب من است و در آن احساس می کنم که در خانه خودم هستم.
زاگرب: یکی از قشنگترین شهرهای دنیا.
واراژدین: شهر و زادگاه من که آن را خیلی دوست دارم. یک بار تیم ملی امید ایران را قبل از بازی های 2002 به آنجا بردم.
افتخارات برانکو ایوانکوویچ به عنوان سرمربی
تیم فوتبال امید ایران
قهرمانی بازی های آسیایی(1) 2002
تیم ملی فوتبال ایران
مقام سومی جام ملت های آسیا(1) 2004
قهرمانی مسابقات غرب آسیا(1) 2004
قهرمانی مسابقات چلنج کاپ آسیا-اقیانوسیه(1) 2003
صعود به مسابقات جام جهانی(1) 2006
باشگاه فوتبال دینامو زاگرب
قهرمانی مسابقات لیگ برتر فوتبال کرواسی(2) 2006–2007 2007–2008
قهرمانی مسابقات جام حذفی کرواسی(1) 2006–2007
قهرمانی مسابقات سوپرجام فوتبال کرواسی(1)2006
باشگاه فوتبال شاندونگ لیونگ
قهرمانی مسابقات لیگ برتر فوتبال چین(1) 2010
باشگاه فوتبال الاتفاق عربستان سعودی
نائب قهرمانی مسابقات جام حذفی عربستان(1) 2011–2012
باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران
نائب قهرمانی مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران(1) 2015–2016
قهرمانی مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران 2016–2017
قهرمانی سوپرجام فوتبال ایران در 1396
قهرمانی لیگ برتر لیگ هفدهم
قهرمانی سوپرجام 97 افتخارات برانکو در کمک مربی
تیم ملی فوتبال کرواسی
مقام سومی جام جهانی(1) 1998
تیم ملی فوتبال ایران
مقام سومی مسابقات قهرمانی غرب آسیا(1) 2002
مصطفی سالاریمتولد سال ۱۳۵۵ روستای دشت گور شهر شبانکاره از توابع شهرستان دشتستان است که در دولت یازدهم استاندار بوشهر بود.
مصطفی سالاری تحصیلکرده رشته حقوق تا مقطع کارشناسی ارشد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری مدیریت اجرایی دانشگاه بوردو فرانسه است همچنین دانشجوی دکتری رشته حقوق در دانشکده حقوق دانشگاه تهران است.
وی در سال ۱۳۸۱ جذب وزارت نفت شد و مسئولیتهای متعددی در سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس داشت و تا قبل از استانداری بوشهر رئیس پژوهشکده حقوق و توسعه پایدار مؤسسه مطالعاتی بینالمللی وزارت نفت بود. مصطفی سالاری، مدیر حقوقی سازمان منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ و پس از آن قائممقام پارس جنوبی از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ در دوران مدیرعاملی سید عبدالجلیل رضوی بود و از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ در وزارت نفت در تهران مشغول به کار بود.
شیخ دیاباته مهاجم ۱۹۴ سانتی متری مالیایی که در سالهای اخیر با رقم هایی بین ۳ تا ۴ میلیون یورو در بین تیم های مختلف در خال ترانسفر بوده، لقمه بزرگی برای باشگاه استقلال محسوب می شود به طوری که بر خلاف ادعای چند کانال مجازی هواداری استقلال که نام این مهاجم سیه چرده با سابقه گلزنی به یوونتوس را بر سر زبان هواداران این تیم انداخته اند، او بازیکن گران قیمتی محسوب می شود و اینطور نیست که با ۶۰۰ هزار دلار حاضر به بازی در تیم استقلال شود.
کارنامه و رزومه شیخ دیاباته
🔹این مهاجم سال ۲۰۱۶ سنت شکنی کرد و با انتقال قطعی از بوردو فرانسه به عثمانلی اسپور ترکیه پیوست اما در ۸ بازی گلی به ثمر نرساند.
🔹باشگاه ترکیهای که رقم زیادی برای جذب او به بوردو پرداخته بود، همان مسیر باشگاه فرانسوی را در پیش گرفت. انتقال قرضی از عثمانلی در سال ۲۰۱۷ به متز باعث شد تا این مهاجم مجدد به لیگ فرانسه باز گردد، اما تحت قراداد عثمانلی بماند. با این انتقال، خیال باشگاه ترکیهای از پرداخت دستمزد سنگین این مهاجم آسوده شد، اما درخشش دیاباته در فرانسه و به ثمر رساندن ۸ گل در ۱۴ بازی او را احیا کرد تا با شرایط خوب به ترکیه بازگردد.
🔹اما عثمانلی که تجربه موفقی از حضور این مهاجم در تیمش نداشت، مجددا دیاباته را قرضی راهی بنونتو در لیگ ایتالیا کرد. مهاجم مالیایی سال ۲۰۱۸ هم عملکرد خوبی در ایتالیا داشت و در ۱۱ بازی ۸ گل برای بنونتو زد. پس از اتمام نیم فصل اول نخست، این مهاجم در نقلوانتقالات زمستانی با پیشنهاد مالی خوب به حاشیه خلیج همیشه فارس آمد. مهاجم الامارات در ادامه سال ۲۰۱۸، بازهم عملکرد خوبی در لیگ امارات داشت و در ۹ بازی، ۶ گل زد تا آماده انتقال جدیدی شود.
🔹به رغم درخشش در امارات، باشگاه عثمانلی به دلیل بالا رفتن سن، این بازیکن مالیایی را نمیخواهد. به همین دلیل به او اعلام شده که تیم جدیدش را معرفی کند.
آمار گلزنی شیخ دیاباته
بیوگرافی شیخ دیاباته
۵۸ گل در ۱۴۳ بازی لیگ فرانسه
۵ گل در ۱۵ بازی لیگ اروپا(به بنفیکا و نیوکاسل گل زد(۲ تا) و حتی جلو لیورپول بازی کرد)
کمیل قاسمیمتولد 8 دی 1366 در جویبار مازندران، کشتی گیر است
فارغ التحصیل رشته تربیت بدنی از دانشگاه مازندران است، خانواده ای کشتی گیر دارد، برادر کوچیکتر حسین نیز علاقه شدید به کشتی دارد، کمیل در دسته 125+ کیلوگرم کشتی آزاد شرکت میکند
زندگینامه کمیل قاسمی
شروع کشتی بخازر تپل بودن !
بخاطر تپل بودن در بچگی از طرف خانواده برای لاغر شدن به کشتی فرستاده شد
پدر بزرگش از کشتی گیران محلی جویبار بود و دوست داشت کمیل کشتی گیر بشه رفته رفته در این رشته تلاش کرد تا با علاقمندی خود پله های ترقی رو طی کرد
چرا فوتبالیست نشد
پدرش فوتبالی است و می گوید : بخاطر هیکل و چاق بودنش نمیتونست فوتبال بازی کند برای همین به کشتی فرستادیم تا با فعالیت هایش کشتی و عرق هایش لاغر شود
مسابقات
قاسمی در مسابقات جهانی کشتی جوانان در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ در چین و ترکیه در وزن ۹۶ کیلوگرم برنده دو مدال برنز شد او در مسابقات قهرمانی آسیا در سال ۲۰۱۱ در تاشکند موفق به کسب مدال نقره در وزن ۱۲۰ کیلوگرم شد
المپیک 2012
کمیل موفق شد در المپیک لندن مدلا برنز رو برای کشتی آزاد به ارمغان بیاورد
جنجال کمیل قاسمی و پرویز هادی
بیوگرافی کمیل قاسمی
پرویز هادی رقیب کمیل قاسمی و هم وزن او کسی بود که توانست سهمیه المپیک ریو را بدست بیاورید و قرار بود با توجه به درخشش هایش او به المپیک برزیل فرستاده شود اما در نهایت با برگزاری انتخابی با کمیل قاسمی با نتیجه 2 – 2 و صرفا با گرفتن امتیاز آخر کمیل قاسمی پیروز شد
حق خوردی از پرویز هادی موجب اعتراض شدید مردم آذربایجان و چند نمانیده مجلس شد اما در نهایت رسول خادم از تصمیم خود برای کنار گذاشتن پرویز هادی کوتاه نیامد !!
بیوگرافی مسعود جهانی و همسرش + داستان تشکیل هوروش بند
بیوگرافی مسعود جهانی
مسعود جهانی متولد 10 خرداد 1366 تنظیم کننده و خواننده است
دانشجوی انصرافی دکترای داروسازی دانشگاه اصفهان است، اصلتا اهل تبریز می باشد او فرزند شهید است به همراه مهدی دارابی موسس گروه موسیقی هوروش بند می باشد
شروع فعالیت هنری
از سن ۱۴ سالگی آموختن موسیقی را آغاز کردم
در سال 85 وقتی 19 ساله بود در رشته داروسازی دانشگاه اصفهان قبول شد، آنجا یک گروه موسیقی تشکیل داد اما برای اجرا با مشکل اداره ارشاد مواجه شد
ترک تحصیل و ازدواج
سال 85 بعد از چند ترم از داروسازی دانشگاه بدلیل وقتی زیادی که برای موسیقی و یادگیری آن می گذاشت انصراف داد و ازدواج کرد
از کلاس تا یادگیری
مدتی در سن 20 سالگی دوره صدا برداری موسیقی را نزد یک شخصی هنری در اصفهان گذراند، مدتی را هم با یک تنظیم کننده کار کرد اما این همکاری کوتاه مدت بود و مجبور شد شبانه روی خودش کار کند و کار را یاد بگیرد
از سربازی تا کار حرفه ای
سربازی نرفتم من فرزند شهید هستم درسم را که رها کردم، سال 86 به تهران آمدم و بی پولیها و سختیهای زیادی کشیدم
حدود یک سال کلاً خانوادهام را ندیدم و همان زمان هم یک قطعه برای هومن سزاوار تنظیم کردم. او میخواست آلبوم مجاز منتشر کند که برایش هفت یا هشت قطعه تنظیم کردم و در ادامه روند کارهایم شروع شد. بعد از آن با رضا شیری آشنا شدم و یک دوره حدوداً هفت ساله با هم بودیم.
اولین آهنگ هیت
قطعه عاشقی یعنی همین با صدای رضا شیری بود که استقبال خوبی ازش شد حتی من پیشنهاد ورود رضا شیری به فضای موسیقی رسمی را دادم
ایده ساخت گروه هوروش بند
همیشه دوست داشتم خودم یک گروه تشکیل و پرورش دهم تا موفقیت هایش هم برای خودم باشد. روزی در یک جمع دوستانه، سنتی خواندن مهدی دارابی را دیدم
حمید فریزند که آن زمان مدیر برنامه مهدی دارابی بود و الان مدیر برنامه هوروش بند است از پیشنهاد تشکیل گروه استقبال کرد و اینطور بود که این گروه شکل گرفت
با پیگیریهای حمید فریزند قطعهای به نام «یاد تو می افتم» را منتشر کردیم که اولین کار مان بود برای این قطعه اتفاقات خوبی افتاد و با شرکت ققنوس قرارداد بستیم
همکاری تیمی هورش بند
ما یک اتاق فکر داریم؛ روی عکس کاورها و تیزرها فکر می کنیم که این بخش ایده های مجید فرهبد است. بخش شعر و ملودی مربوط به آرش است و برای آهنگسازی های عجیب و غریب، خود مهدی دارابی فکر میکند و در بخش تنظیم هم من ایده می آورم
ولی آرش و حمید و مهدی و مجید و دیگر دوستان در مشورتهای گروهی حضور دارند. حمایت اعضای گروه ما از هم قبلاً دلی بود ولی الان هدفمند است
شغل اصلی
من پرودیوسری هستم که صفر تا صد کارهای یک آدم با استعداد را انجام می دهم و به او برای رشد کردن کمک می کنم و وقتی به درآمدزای رسید، با او درصدی کار می کنم
البته این کار را فقط برای کسانی انجام می دهم که واقعاً مستعد باشند
تنظیمکننده گرانی هستم
من تنظیم کننده گرانی هستم چون یک تنظیم را می بافم
به مشتری هم میگویم که می توانم کپی کنم یا این که می توانم یک تنظیم مخصوص خودت طراحی کنم. آهنگ های زیادی تاکنون با تنظیم من منتشر شده ولی اسمم روی آنها نیست چون همان کارهای کپی هستند که مشتری خواسته با وقت و هزینه کمتر برایش بسازم و طبیعتاً کیفیت مدنظر خودم در چنین قطعاتی وجود ندارد
عاشق موسیقی ام
من عاشق موسیقی سنتی ام و به فکر کار با خواننده های موسیقی سنتی و تلفیقی هم هستم همچنین صدای علی زندوکیلی را خیلی دوست دارم و به نظرم خواننده خوبی است
فارغ التحصیل لیسانس رشته تئاتر از دانشگاه آزاد تهران مرکز می باشد فعالیت هنری اش را از کلاس های سمندریان شروع کرد و حالا بازیگر و مدرس این رشته است
خانواده
در یک خانواده 5 نفره بدنیا آمد و ته تغاری است
یک برادر بزرگتر بنام سیروس و یک خواهر بنام لیلا دارد، پدرش بازاری بود که سال 83 به علت سکته مغزی به رحمت خدا رفته و مادرش خانه دار است
شروع از 17 سالگی
اولین بار در سال 1376 وقتی 17 ساله بود وارد عرصه تئاتر شد
بعد از فارغ التحصیلی در سال 1381 به کلاس های استاد حمید سمندریان رفت و زیر نظر اساتیدی چون اسماعیل شنگله و مهدی فخیم زاده دوره ها را طی کرد
ورود به تلویزیون
در سال 88 با سریال ساختمان 85 به کارگردانی مهدی فخیم زاده اولین تجربه خود جلوی دوربین را بدست آورد، او در این مجموعه با نقش ژانت شناخته شد
این بازیگر در سال 98 با سریال بوی باران در نقش آرمان به تلویزیون برگشت
پسر مهدی فخیم زاده هستید؟
بازی زیبا اش در سریال ساختمان 85 به کارگردانی فخیم زاده و سپس حضور در سریال تکیه بر باد سال 93 در نقش پسر مهدی فخیم زاده باعث شد خیلی ها در مکان های مختلف از او بپرسند که شما پسر فخیم زاده هستید ؟
از خرید تا قهرمانی بوکس
به شدت از خرید کردن مخصوصا خرید لباس و کفش لذت می برد، اوقات فراغت اش را با دوچرخه سواری، شنا، سوار کاری و دیدن فیلم و سریال پر می کند
سالها بوکس کار کرده و چند مقام قهرمانی در تهران هم دارد
علاقه به نقش های مختلف
در این سال ها اکثرا نقش های منفی بازی کردم اما من قابلیت های زیادی در بازیگری دارم، دوست دارم نقش های مختلف را تجربه کنم و بتوانم استعدادم را در سینما و تلویزیون عرضه کنم
ازدواج
سعید رضایی هنوز ازدواج نکرده و مجرد است
شغل دوم
در این سال ها کنار بازیگری ده ها شغل عوض کردم، اما شغل اولم بازیگری بود و در کنار آن ساخت و ساز ساختمان شغل دوم است
تدریس در دانشگاه
آقای رضایی که یکی از علاقمندان فیلم های کارگردان مشهور آمریکایی کریستوفر نولان است بعنوان مدرس در دانشگاه علمی کاربردی و آموزشگاه ها منتخب تدریس می کند
رزومه تصویری
● سریال شاید برای شماهم اتفاق بیفتد
● سریال ساختمان
● سریال تکیه برباد
● سریال بوی باران
● فیلم سینمایی سرکوفت
● فیلم سینمایی عشق ساندویچی
● فیلم سینمایی پل شکسته
● فیلم سینمایی یولداش
● فیلم سینمایی داستانهای ناتمام
و …
افتخارت
1- جایزه بهترین بازیگر تئاتر جشنواره آیین های سنتی از استاد عزت الله انتظامی
آرش برهانی متولد 23 شهریور 1362 در کرمان، بازیکن فوتبال است
بیوگرافی آرش برهانی
او در یک خانواده پرجمعیت 9 نفری در کرمان محله خواجو بدنیا آمد، دو خواهر و پنج برادر هستند و در بین فرزندان یکی به آخری مونده است، میگویند دیپل دارد اما او مهندسی عمران خوانده است او عاشق ماکرونی است !
شروع از دروازه بانی تا برترین گلزن تاریخ استقلال
ابتدا در تیم میلاد کرمان دروازه بان بود اما بعد از مدتی با توجه به توانایی هایش در گل زدن به خط حمله آمد، شروع فوتبالی اش در پست جدید را در تیم جوانان شهرداری کرمان و بانک تجارت در سال 1378 شروع کرد و تا 80 بازیکن این تیم بود سپس یک سال در تیم جوانان پاس تهران بازی کرد و سپس به بزرگسالان پاس تهران پیوست و تا سال 85 بازیکن این تیم بود
درخشش در این تیم او را لژیونر کرد تا فصل 86 -85 را در تیم النصر امارات بازی کند بعد از مدت کوتاه به پاس برگشت و از انجا به ستقلال تهران آمد از سال 86 تا 1395 برای استقلال بازی کرد و بعنوان برترین گلزن تاریخ باشگاه استقلال تهران نام خود را جاودانه کرد
نوازندگی تا BMW
برادرش سیاوش در عرصه نوازندگی فعالیت دارد، تا جایی که آرش هم در نواختن پیانو و دف – تنبک تبهر دارد، رابطه خوبی با بابک جهانبخش دارد و اغلب در کنسرت هایش شرکت میکند به ماشین BMW از نوع سفیدش علاقه شدیدی دارد
ازدواج آرش برهانی و همسرش !
در حالی انتشار عکس زیر بعنوان همسر او در شبکه های اجتماعی و بعضی سایت ها نام برده میشود که وی در گفتگویی از مجرد بودن خود خبر داد و گفت تا سن 35 سالگی و پایان عمر فوتبالی اش قصد ازدواج ندارد …
حضور در تیم ملی
در فصل 82 -81 بعنوان پدیده لیگ برتر فوتبال معرفی شد، برانکو مربی وقت بخاطر سرعت بالا و تکنیکش او را به تیم ملی دعوت کرد، بهترین گل او به تیم ملی قطر در بازی های مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان بود،وتا سال 2010 در تیم ملی بازی کرد و در 37 بازی 10 گل زد
سریعترین هت تریک کننده فوتبال ایران و آقای گلی
آرش برهانی در لیگ برتر ایران سال ۸۸–۸۷ در بازی مقابل پیکان در کمتر از ۹ دقیقه ۳ گل به باشگاه پیکان زد و بعنوان سریع ترین هت تریک کننده ایرانی بشمار می رود، او همچنین توانسته در کل ادوار لیگ ایران با زدن ۱۱۶ گل عنوان دومی آقای گلی لیگ برتر ایران را کسب کند همچنین رضا عنایتی با ۱۴۲ گل بهترین گلزن تاریخ لیگ برتر ایران است (80 گل در تیم استقلال تهران)
افتخارات
● قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۳-۱۳۸۲ به همراه تیم پاس تهران
● قهرمانی در جام حذفی ۸۷-۱۳۸۶ به همراه تیم استقلال تهران
● قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۸۸-۱۳۸۷ به همراه تیم استقلال تهران
● قهرمانی در جام حذفی ۹۱–۱۳۹۰ به همراه تیم استقلال تهران
● قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران ۹۲-۱۳۹۱ به همراه تیم استقلال تهران
فرشته حسینی متولد 6 اردیبهشت 1376 در تهران، بازیگر است
آخرین مدرک تحصیلی وی دیپلم است، از پدر و مادر افغانستانی در ایران بدنیا آمده و حالا بازیگر شده است، او از جشنواره مراکش جایزه بهترین بازیگری را گرفته است
شروع فعالیت
فعالیت خود را از سال 1376 وقتی 9 ساله بود با شرکت در دوره های آزاد آموزش بازیگری زیر نظر اساتیدی چون اصغر محبی،محمد رحمانیان و مهتاب نصیرپور شروع کرد
کارگردانی
فعالیتم در تئاتر را از همان دوره ابتدایی شروع کردم
اولین کارم را در چهارم ابتدایی کارگردانی کردم که در سطح استان تهران مقام دوم را بدست آورد، از آن زمان علارقم مخالفت خانواده این رشته را با جدیت دنبال کردم
از تئاتر موزیکال تا حرفه ای
بخاطر حساسیت خانوادم بشتر در تئاتر های موزیکال و فرم بازی می کردم سپس در تئاتر رسمی تر هم روی صحنه رفتم و در کنار تئاتر بازی در فیلم سینمایی و مستند را نیز شروع کردم
جلوی دوربین تا اسکار
اولین بار با فیلم مستند من یک دختر شادم به کارگردانی سامره رضایی در سال 94 جلوی دوربین رفت، دومین تجربه او با فیلم رفتن از نوید محمدی بود که در اسکار 2016 نماینده سینمای افغانستان بود
بازگشت به افغانستان
اوایل می خواستم به افغانستان برگردم و آنجا فعالیت کنم اما شرایط فعالیت در افغانستان هنوز مهیا نمی بینم و دوستان داخل افغانستان بیشتر از هر جای دیگر برایم مانع تراشی کرده اند
کارگری در کودکی
در خانواده ما شش خواهر و یک برادر بودیم
در زمان کودکی برای تامین هزینه های مدرسه خود مجبور بود تا دیر وقت در یک کارگاه خیاطی کار کند، می گوید آن روز ها را هیچ وقت فراموش نمی کنم
روزهای که از خستگی زیادی روی چرخ خیاطی خواب می رفته است
ازدواج
بیوگرافی فرشته حسینی
فرشته حسینی 21 ساله هنوز ازدواج نکرده و مجرد است
بهترین بازیگر زن
خانوم حسینی در سال 95 با فیلم رفتن که با حضور بازیگران ایرانی و افغانی ساخته شده است، توانست از جشنواره بین المللی مراکش عنوان بهترین بازیگر زن را از آن خود کند
دل نوشته
متولد ایرانم از پدر و مادری افغانستانی
چی باعث میشه کسی فکر بکنه من نباید از حقوق انسانی بهرهمند باشم ؟ کی تصمیم میگیره که اجازه ی داشتن عزت نفس، حقوق برابر و آرامش رو به من نده ؟
چی باعث میشه وقتی میخواید کسی رو مسخره کنید بگید “ مثل افغانیا” میمونه؟
چی توی من وجود داره که شمارو انقدر آزار میده؟ چی باعث میشه به من بی احترامی کنید؟ چی باعث میشه انقدر بی رحم باشیم نسبت به هم؟
نژاد ؟ کی تعیین کرده این مرزای احمقانه رو؟
این مرز ها قرار نیست که تعیین بکنه که چه کسانی رو باید دوست داشته باشیم و از چه کسایی متنفر باشیم بدون اینکه ارتباطی برقرار شده باشه
کامران و هومن جعفری 2 برادر که درتهران به دنیا اومدن که البته یه خواهر هم دارن به اسم کتایون یا همون کتی که کتی از کامران و هومن کوچیکتره و از نظر قیافه خیلی شبیه هومنه که اگه دقت کرده باشین میتونین اون رو در آهنگ کت من یا من تورومیخوام دیده باشین .
بیوگرافی کامران و هومن
کامران متولد 25 نوامبر 197۵ و هومن متولد 23نوامبر 1980 است همون طور که گفتم در تهران به دنیا اومدن و در منطقه گیشا زندگی میکردن تا زمانی که کامران 12 سالش بوده از ایران به کانادا میرن مدتی در مونترال بودن و سپس به ونکوور میرن و همونجا هم درس میخونن و بزرگ میشن در همون ونکوور هم با رامین زمانی آشنا میشن و به گفته ی خودشون رامین مثل برادر بزرگ کامران و هومنه هر دو از همون بچگی عاشق موزیک بودن و کامران چون بزرگتر بود بعد از اتمام تحصیلات کار موزیک رو شروع میکنه .
در کانادا با گروههای مختلفی کار میکنه و طبق گفته خود کامران زمانی که یه جا برنامه داشتن به مسئول اونجا میگه برادر من صداش خیلی خوبه بذارین بیاد بخونه بالاخره راضی میشن که هومن هم بیاد و بخونه ولی وقتی هومن که اون زمان تازه 15 سالش بوده رو میبینن با اخم به کامران میگن مگه بچه بازیه؟! مدتی میگذره و هومن هم درسش رو در زمینه موسیقی به خصوص پیانو ادامه میده در این زمان کامران با گروهی به نام پروازبا 2نفر دیگه که الان هر کدوم هنرمندای خیلی مشهور و محبوب ما هستن به نام هنگامه و فریدون کار میکرده و همین موقع بود که گروه بلک کتس و کنسرتشون در ونکوور سرنوشت کامران و هومن رو بکلی تغییر میده
جریان از این قرار بود که کامران بعد از اتمام کنسرت با شهبال شبپره موسس گروه بلک کتس راجع به خودش و هومن صحبت میکنه و شهبال هم وقتی علاقه کامران و عشقش رو به موسیقی میبینه بهش میگه باید نمونه کارهات رو ببینم و به این ترتیب کامران تصمیم میگیره آهنگ ایران ایرانم رو که با گروه پرواز خونده بود به صورت موزیک ویدئو دربیاره پس کامران هنگامه و فریدون پولهاشون رو روهم میذارن و موزیک ویدئوی زیبای ایران رو میسازن کامران خاطره بامزه ای از ساختن این ویدئو تعریف میکنه: همون طور که میدونین بچه هایی که توی این ویدئو میدون همشون لباس سفید تنشونه و چون هومن هم اون زمان تقریبا بچه بوده قرار بوده که اونم با بچه ها بدوه ولی وقتی میره و وایمیسه تا کارگردان دستور حرکت میده هومن یه دفعه میگه من نمیام من نمیدوم همه تعجب میکنن ولی وقتی خوب نگاه میکنن میبینن تمام بچه ها تا کمر هومنن یعنی هومن قدش خیلی از همشون بلندتر بوده . خلاصه شهبال از این ویدئو خوشش میاد و بهشون میگه باید کارشون رو به صورت زنده ببینه و بالاخره شهبال به خونه کامران و هومن میاد و اتفاقات خیلی خنده دارو بامزه ای اون روز می افته شهبال میره خونه کامران و هومن رامین زمانی هم اونجا بوده و با هم میرن توی اتاق هومن و رامین با گیتارش آهنگ نرو رو میزنه و کامران میخونه هر دوشون خیلی هول شده بودن هومن میگه من اینقدرnervous بودم که اصلا نمیدونستم چی باید بگم و کامران با خنده میگه هومن هی میرفت هی میومد میگفت سلام فکرکنم تا زمانی که شهبال خونمون بود هومن 20 بار بهش سلام کرد و هردوشون غش کردن از خنده. خلاصه شهبال از این 2تا برادر گل خوشش میاد و اونا رو به گروه جاودانه blackcats دعوت میکنه و به این ترتیب کامران و هومن میشن خواننده رسمی گروه گربه های سیاه.
اولین اهنگی که قرار شد برای اولین آلبومشون بخونن آهنگ سوگند از ساخته های رامین
زمانی بود که این اولین بار بود برای هومن که در عمرش میخواسته بره توی استودیو و بخونه .
احساس هومن رو در اون زمان از زبان خودش میشنویم:”من خیلی ناراحت و عصبی بودم
همش به کامران میگفتم کامران این آهنگ خیلی قشنگه ولی نمیدونم من میتونم اون طوری که باید اجراش کنم یا نه بعد دیگه با کامران خیلی تمرین کردیم ” و کامران در ادامه میگه:”جای تعریف نباشه ولی هومن جان عالی بود خیلی خوب از پسش بر اومدی” و بعد با خنده میگه:داداش گلمه بش افتخار میکنم” و هردوشون میخندن. و خلاصه با این آهنگ بسیار قشنگ کامران و هومن جعفری کار رسمی خودشون رو در دنیای موسیقی ایرانی آغاز میکنن و بعد از 2سال البوم زیبای سیندرلا رو به بازار میدن و در همین زمان بود که ما در شوهای تلویزیونی یه دفعه 2تا جوون خوشگل و خوش تیپ رو دیدیم که برای اولین بار با آهنگ افتاب لب بومه روی صحنه اومدن و دقیقا همین آهنگ کامران و هومن رو به اوج برد و باعث شد یه شبه یه جورایی ره صد ساله رو طی کنن که واقعا لیاقتش رو هم داشتن یعنی لیاقت خیلی خیلی بیشتر از این رو داشتن از این آلبوم تقریبا همش به صورت ویدئو در اومد البته ویدئوهای خیلی معمولی .
و تقریبا 2سال بعد بود که آلبوم بسیار زیبای pop father به بازار اومد که البته اول قرار بود اسم این آلبوم cat man باشه به دلیل آهنگی که به همین نام در این آلبوم بود اما بعدها به دلایلی اسم آلبوم تغییر کرد که از این آلبوم اهنگ بسیار زیبای rendezvous که شعرش از کامران است شهرت جهانی پیدا کرد به طوری که از طرف mtv جایزه گرفت و این برای اولین بار بود که یک موزیک ویدئوی ایرانی از mtvپخش میشد و گروه گربه های سیاه اولین گروه ایرانی بودند که اسمشون روی سی دی طلایی mtv حک میشد در ضمن در حاشیه بگم که اگر ویدئوی بگو منو کم داری رو دیده باشین اون دستی که روی کاغذ شعر مینویسه دست کامران نیست دست شهباله.(فکر کردی دست کامرانه؟ یه لحظه…..:-P )
بیوگرافی کامران و هومن
بعد از این آلبوم کامران و هومن تصمیم گرفتن به صورت مستقل کار کنن و دلیلش هم اینه که به گفته ی شهبال شب پره بلک کتس یک مدرسه است هر کسی میاد یه چیزی یاد میگیره و بعد خواه نا خواه باید بره بعد از جداشدنشون از بلک کتس کنسرتهای مختلفی در سرتاسر دنیا با بزرگای موسیقی ایران برگزار کردن و حدود ماه ژانویه بود که آهنگ من تو رو میخوام به عنوان اولین آهنگ صوتی کامران و هومن در دسترس علاقمندان به این 2تا برادر گل قرار رفت و بعد از ماه ها انتظار آلبوم بسیار زیبای 20 با صدای کامران و هومن در سراسر دنیا مثل بمب منفجر شد که البته اسم این آلبوم هم از اول 20 نبوده به خاطر اینکه در همون زمان یکی دیگه از هنرمندای ایرانی آلبومی به اون اسم بیرون میده کامران و هومن اسم آلبوم رو تغییر میدن و اون آهنگی رو هم که از ساخته های مریم حیدرزاده بوده و اسم اون آهنگ روی آلبومشون بوده از این آلبوم حذف میکنن و با مریم حیدرزاده صحبت میکنن که اسم آلبوم رو چی بذاریم مریم هم بهشون میگه چرا نمیذارین 20؟ اونا هم میگن اونوقت همه فکر میکنن ما این 20 رو به خودمون دادیم مریم هم میگه نه توی اون آهنگه که میگه نمره 20 کلاس نمیخوام و رامین میگه نه اون اسمش من تو رو میخوامه و مریم هم به همین دلیل شعر بسیار زیبای 20رو میگه و به این ترتیب این آلبوم قشنگ تهیه میشه چیزی که توی این آلبوم جلب توجه میکنه شعرهای بسیار زیبای مریم حیدرزاده شاعر خوب و توانای کشورمونه شعرهای که فقط شعر نیستن پر از احساس و لطافت هستن بسیار عاشقانه و با معنی.
به تازگی نیز آلبوم رمیکس کامران و هومن بیرون اومده که با 2 آهنگ جدید و زیباهمه را میخ کوب کرده .
کامران و هومن جعفری چه جور آدمایی هستن؟
کامران و هومن خیلی همدیگه رو دوست دارن هومن به عنوان یه برادر کوچیکتر همیشه احترام کامران رو داره و به حرفاش گوش میده و کامران هم به عنوان برادر بزرگتر خیلی هوای داداش کوچیک تر از خودش رو داره و در تمامی زمینه ها حمایتش میکنه.
کامران از دختری خوشش میاد که اولا ایرانی باشه چون به گفته خودش من عاشق دخترای ایرانی هستم و دختری باشه که توی اجتماع رفت و آمد کنه یه ذره شیطون باشه قیافه و پول هم اصلا مهم نیست.که ظاهرا این دختر خانم مورد علاقه کامران کسی نیست جز شقایق هنرمند خوشگل و توانای کشورمون. (البته خبر اومده بود از هم جدا شدن ولی خب بالاخره یه زمانی با هم بودن که!)
هومن هم از دختری خوشش میاد که از عشق نترسه بدونه هنرمند بودن کار سختیه کامران با خنده میگه :”یعنی درکش کنه” هومن هم میخنده و میگه آره یعنی درکم کنه.
هومن از تمام غذاها فسنجون و همبرگر و کامران قورمه سبزی رو دوست داره .و در آخر اضافه میکنم که کتی خواهر کامران و هومن از هر 2شون کوچیکتره و در اهنگ اون با من هم میتونید ببینیتش که جریان ورود کتی به این موزیک ویدئو هم این طوری بوده که کتی با کامران و هومن میره برای ضبط ویدئو و کارگردان این موزیک ویدئو هم که کانادایی بوده به کامران و هومن میگه باید توی این ویدئو چند تا دختر هم باشن که برقصن چون میگه سینیوریتا.
و حدود 50 یا 60 تا دختر بودن که میرقصیدن کتی هم بینشون بوده و کارگردانه به همه میگه شما از تصویر خارج بشین فقط تو بمون (یعنی کتی) میگه اسمت چیه اونم میگه کتی. کارگردانه هم نمیدونسته که خواهر کامران و هومنه وقتی میفهمه خیلی تعجب میکنه بهش میگه یه بار دیگه برقص و وقتی کتی خودش تنهایی میرقصه همه خیلی خوششون میاد پامیشن و همه برای کتی دست میزنن خود کامران و هومن هم نمیدونستن که خواهرشون میتونه اینقدر قشنگ برقصه و خیلی تعجب میکنن و در عین حال خیلی هم خوشحال میشن .این بود از زندگی نامه کامران و هومن امیدوارم لذت برده باشید